ورود / ثبت نام
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مشاهده سبد خرید
0
0

چگونه به یک فریلنسر موفق تبدیل شوم؟

200 بازدید
امیتیاز خود را همین حالا ثبت نمایید!! post

فریلنسینگ به شما این امکان را می دهد که با سرعت خود کار کنید و شبکه حرفه ای خود را گسترش دهید.

نوشته 
نظرات بیان شده توسط مشارکت کنندگان کارآفرین مربوط به خود آنهاست.
 

فریلنسینگ آسان نیست. در واقع، برای بسیاری از افرادی که در این زمینه موفق شده اند، به همان اندازه افرادی وجود دارند که به شدت شکست خورده اند. مزایای زیادی برای بهره مندی از فریلنسری وجود دارد. نه تنها به شما این امکان را می دهد که با سرعت خود کار کنید، بلکه شما را در معرض بسیاری از شرکت ها، مشاغل و متخصصان قرار می دهد و ارتباطات اجتماعی شما را گسترش می دهد.

بسیاری از پلتفرم‌های مستقل مانند Upwork به صورت آنلاین در دسترس هستند. اگرچه ترافیک وب سایت از نظر استخدام شما اهمیت دارد، اما در نهایت، همه چیز به نحوه “فروش” خود به کارفرمایان خلاصه می شود. 

 

بنابراین دقیقاً چگونه می توانید به طور مؤثر یک فریلنسر باشید و مشتریان بیشتری را جذب کنید؟ در اینجا شش مرحله مهم آورده شده است. 

1. به یک پلتفرم فریلنسری بپیوندید

اولین کار این است که خدمات خود را در مکانی پر از افرادی که به آن نیاز دارند بفروشید. پروفایل‌هایی را در پلتفرم‌های فریلنسری مختلف ایجاد کنید تا ارتباطات خود را گسترش دهید و نام خود را در آنجا به نمایش بگذارید. به این ترتیب، شرکت‌ها و حرفه‌ای‌ها می‌دانند کجا شما را پیدا کنند، و چیزی جز مشتریان بالقوه شما را احاطه نکرده است.

به عنوان مثال، می توانید یک نمایه حرفه ای در Upwork ایجاد کنید. شما تمام مجموعه مهارت ها، تجربه، تحصیلات، نمونه کارها و سایر اطلاعات اولیه خود را وارد می کنید. به این ترتیب، مشتریان بالقوه می توانند نمایه شما را بررسی کنند و تصمیم بگیرند که آیا شما برای کاری که می خواهند انجام دهند مناسب هستید یا خیر. از طریق پلتفرم هایی مانند این، مشتریان ممکن است قبل از اینکه تصمیم بگیرند شما را استخدام کنند، سؤالات اضافی بپرسند تا شما را بهتر بشناسند.

 

مطالب مرتبط:  در اینجا مزایای کار به عنوان فریلنسر آورده شده است

2. خدمات خود را عمومی کنید

بعدی این است که به پلتفرم هایی که به آنها ملحق شده اید اعتماد نکنید. با حلقه های اجتماعی خود ارتباط برقرار کنید و خدمات خود را به کسانی که شخصاً می شناسید معرفی کنید. به این ترتیب آشنایان، اقوام، دوستان و شاید حتی دوستان دوستان شما نیز مشتریان بالقوه می شوند. 

چیزی که در این مورد عالی است این است که این مشتریان بالقوه در مورد مهارت ها و خروجی شما شکی ندارند زیرا خودشان از توانایی های شما آگاه هستند. هرگز ارتباطاتی را که مستقیماً با خانواده و دوستان دارید دست کم نگیرید، زیرا آنها می توانند از طریق توصیه ها و پیشنهادها در جذب مشتریان بیشتر به شما کمک کنند.

3. جایگاه خود را مشخص کنید

اکنون یک اشتباه رایج که بسیاری از فریلنسرها مرتکب می شوند این است که در مورد مهارت های خود بسیار گسترده هستند. به عنوان مثال، قرار دادن تنها “نویسنده” یا “گرافیست” برای مشتریان چندان جذاب نیست، زیرا اکثر آنها به دنبال مشاغل آزاد هستند که بتوانند یک کار خاص را به طور بی پایان انجام دهند. روی یک شغل مبهم کار نخواهید کرد. 

 

از این رو، به جای تعمیم مهارت های خود، سعی کنید به طور خاص در جایگاه خود بفروشید. بنابراین، اگر نویسنده هستید، می توانید به سراغ «نوشتن وبلاگ کودکان» یا «نوشتن مقاله آموزنده» بروید.

4. فعال و پاسخگو باشید

شما نمی توانید فقط یک حساب کاربری ایجاد کنید، سپس آن را ترک کنید تا زمانی که مشتری دریافت کنید. اگر شما تازه کار و بی تجربه هستید، پس این احتمال وجود دارد که مشتریان به این دلیل از شما دور شوند. در این صورت، باید خودتان پیگیری کنید و برای کنسرت های فریلنسری درخواست دهید. باید کارهای زیادی وجود داشته باشد که بتوانید روی همان پلتفرمی که از آن استفاده می‌کنید، درخواست دهید.

همچنین، اگر تازه کار هستید، ممکن است بخواهید نرخ ساعتی کمتری داشته باشید. با این حال، شما نمی توانید آن را خیلی پایین داشته باشید. در غیر این صورت، مشتریان شما ممکن است فکر کنند که شما فقط کارهای زیربنایی تولید می کنید. آن را معقول و در عین حال پایین تر از بسیاری از فریلنسرها قرار دهید. 

علاوه بر این، به یاد داشته باشید که تا حد امکان پاسخگو باشید – به هر سؤالی که مشتریان دارند به محض دریافت آنها پاسخ دهید و همیشه حرفه ای و مؤدب باشید. اگر استخدام می‌شوید، مطمئن شوید که مرتباً به‌روزرسانی می‌کنید تا به مشتری خود اطمینان دهید که پروژه به سرعت انجام شده و به موقع تحویل داده می‌شود. 

 

مطالب مرتبط:  11 بهترین وب سایت برای فریلنسرها برای یافتن شغل و کسب درآمد

5. برای کارهای جدید از همان مشتری باز باشید

اگر با موفقیت مشتری پیدا کرده اید، باید مطمئن شوید که انتظارات او را برآورده کرده اید یا فراتر از آن هستید. به این ترتیب، به محض اینکه کار خود را تحویل می دهید، می توانید به مشتری بگویید که آماده هستید تا در آینده دوباره برای او کار کنید. 

به یاد داشته باشید که اگر در یک کار بد عمل کرده باشید، این کار نمی تواند کار کند، بنابراین مطمئن شوید که همیشه فقط کارهای با استاندارد بالا تولید می کنید. اگر متوجه شده اید که پروژه های مشتریان به کار بیشتری از آنچه در ابتدا مشخص شده بود نیاز دارند، پس سعی کنید یک پروژه جدید با اهداف جدید ایجاد کنید. اگر آنها کاملاً تحت تأثیر کار قبلی شما قرار گرفته باشند، احتمال اینکه آنها در کارهای بعدی به شما اعتماد کنند زیاد است. 

6. از همکاری با دیگران دریغ نکنید

بیش از حد اعتماد به نفس نداشته باشید و بیش از حد به خودتان کار نکنید. اگر شخصی شما را برای پروژه بزرگی استخدام کرد که به تنهایی قادر به انجام آن نیستید، به مشتری اطلاع دهید که برای این کار باید با شخص دیگری کار کنید. اعتبار خود را نگیرید، زیرا نتیجه معکوس خواهد داشت. 

مشتریان برای صداقت و شفافیت ارزش زیادی قائل هستند. بنابراین، فرض کنید فکر می‌کنید که فقط با کمک افراد خاصی می‌توانید پروژه را عالی به پایان برسانید. در این صورت، دلیلی برای رد مشتری وجود ندارد زیرا هیچ تردیدی در مورد شما نشان نمی دهد، فقط تعهد به تولید کار با کیفیت بالا است.

به همان اندازه که این نکات ساده به نظر می رسند، اینها واقعاً به سفر شما به عنوان یک فریلنسر کمک می کند و به شما در جذب مشتریان بیشتر کمک می کند. در نهایت، شما به خودکفایی خواهید رسید و حتی ممکن است ابزار کافی برای ایجاد پلتفرم یا شرکت خود را داشته باشید، جایی که بتوانید خدمات و مهارت های خود را به مشتریان بالقوه به نمایش بگذارید و بفروشید.

 

بنابراین شما این را می خوانید زیرا می خواهید یک فریلنسر شوید. به این فکر کرده‌اید که می‌خواهید در چه شغلی آزاد کار کنید، چند آدرس ایمیل مفید دارید و حتی برای خود شلوار ورزشی خریده‌اید که با دمپایی‌هایتان عالی به نظر می‌رسد.

بنابراین شما آماده اید که آن کار را کنار بگذارید و در اولین تکلیف خود دست به کار شوید، درست است؟

اشتباه.

یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد فریلنسری این است که شما در خانه می نشینید و کار به سراغ شما می آید. وقتی واقعیت این است که باید برای آن بجنگید و سخت بجنگید.

همانطور که دوست ما لیف کندال به درستی بیان کرد:

اول: شما باید تلاش کنید. هیچ چیز خوب هرگز آسان نیست.»

من از شکستن آن برای شما متنفرم، اما کار آزاد به معنای کار کردن است. و منظورم واقعاً کار کردن است. بر خلاف اتاقک 9-5 شما، هیچ چیز در مورد فریلنسینگ راحت نیست، تا زمانی که شما به آن راه نرسیده باشید، هیچ چیز ثابتی در مورد آن وجود ندارد.

اما رازهای ساده ای برای تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق وجود دارد که در این پست وبلاگ با شما به اشتراک می گذارم. در اینجا آنها به اختصار آورده شده‌اند – با خیال راحت یکی را انتخاب کنید تا مستقیماً به آن بپرید یا داستان کامل را بخوانید.

  1. با همه کسانی که می شناسید تماس بگیرید.
  2. روی برند شخصی خود کار کنید.
  3. یک برنامه اقدام بنویسید.
  4. تحقیق کنید و به رقابت توجه کنید.
  5. برای خود یک مربی و اولین مشتری خود انتخاب کنید.

با استفاده از این مراحل – و کمی قاطعیت – من دیده ام که مردم از مشاغل پشت میز خود خارج شده و در عرض 30 روز شروع به کار راحت برای خود می کنند.

اگر آنها می توانند پس تو هم می توانی. همانطور که لیف به آن گفت:

«چند روز، هفته و ماه اول شما احتمالاً چالش برانگیز خواهد بود و احتمالاً همه چیزهایی را که دارید می‌گیرد.»

پس وقتی برای اولین بار به شغل آزاد رفتم چه کار کردم؟

بیایید در اینجا واضح بگوییم ، زیرا کاری که من انجام دادم – چیزی که باعث موفقیت من شد – قبل از اینکه آزاد شوم انجام شد ، نه بعد از آن. درست است، مسیر من به سمت حرفه انعطاف پذیر غیرعادی بود. پس از اینکه در کالج تصمیم گرفتم «شغل های معمولی» چیزی برای من نیست، از زمان بین تحصیل و کارائوکه بار برای تنظیم خودم استفاده کردم. اما وقتی می‌خوانید که من چگونه این انتقال را انجام دادم، متوجه می‌شوید که اگر اصلاً تجربه‌ای در زمینه خود داشته باشید، راحت‌تر از من این کار را دارید. فقط همیشه به یاد داشته باشید که تبدیل شدن به یک فریلنسر موفق از روزی شروع نمی شود که شغل خود را ترک می کنید ، بلکه از روزی شروع می شود که تصمیم می گیرید سبک زندگی شما باشد.

در بین تصمیم به فریلنسر شدن و فریلنسر شدن، باید خود را برای فریلنسر شدن آماده کنید .

پس چگونه این کار را انجام دادم؟

مردی که از تلفن خود برای مدیریت کار آزاد استفاده می کند

1. من با همه کسانی که تا به حال می شناسم تماس گرفتم

به معنای واقعی کلمه. هر کس.

اولین کاری که من هنگام تصمیم گیری برای تغییر انجام دادم این بود که با تک تک افرادی که تا به حال می شناختم تماس گرفتم و تصمیمم را به آنها گفتم. به آنها گفتم که قرار است در چه زمینه ای کار کنم و همانطور که مشخص شد، حتی تاریخی که قصد داشتم کار روزانه بدم را ترک کنم (در 30 روز دیگر).

من همچنین به آنها گفتم که خیلی خوشحال خواهم شد که پروژه ها را فوراً انجام دهم .

اگر هنوز در حال تحصیل و کار بودم، چرا گفتم می‌توانم پروژه‌ها را انجام دهم؟ آیا قبلاً کمی مشغول نبودم و بیش از 14 ساعت در روز درس می خواندم/کار می کردم و خودم را سازماندهی می کردم که به صورت آزاد بروم یا در وقت آزادم پروژه هایی را انجام دهم؟

دلیل اینکه به دوستانم و دوستان دوستان، همکاران و همکاران سابقم گفتم که مایلم بلافاصله پروژه ها را انجام دهم به سه دلیل بود:

  • تجربه
  • مخاطب
  • منابع

و هر چه زودتر این ایمیل را ارسال کنید بهتر است. این کار را 30 روز قبل از اینکه بخواهید به صورت آزاد کار کنید یا شش ماه قبل از آن انجام دهید. اما نکته اینجاست که مردم را معلق نگذارید .

نه تنها می خواهید اعلامیه خود را قابل اجرا کنید، بلکه مشتریان نیز برای توسعه آن زمان می گذارند. خودتان را در موقعیتی قرار ندهید که کار را «در یک ماه» انجام دهید، وقتی بحثی که باید شروع کنید ممکن است به هر حال آنقدر زمان ببرد!

هر چه زمانی که به صورت آزاد کار می کنید، تجربه، مخاطبین و مراجع بیشتری داشته باشید، استراحت نهایی از شغلتان آسان تر خواهد بود.

و هنگامی که مردم از من می‌خواستند کاری را برایشان انجام دهم که نمی‌توانستند به من پولی بدهند، دوباره فکر می‌کردم:

  • تجربه
  • مخاطب
  • منابع

اگر قرار بود فقط یکی از این چیزها را از برنامه خارج کنم، هیچ راهی وجود نداشت که آن کار را رد کنم، پول یا بی پولی. اگر شک دارید، سخنان حکیمانه کارشناس مستقل جان نوریس را به خاطر بسپارید.

“ساخت شبکه و یافتن کار دو روی یک سکه است.”

در اینجا من فقط می خواهم یک یادداشت را برای کسانی از شما که قبلاً کار آزاد را شروع کرده اید اضافه کنم، زیرا برای شما هم نمی توانم به اندازه کافی بر اهمیت این مرحله تأکید کنم. برای شروع ارتباط با مردم و گسترش شبکه خود هرگز دیر نیست. اگر در حال حاضر کاری برای نشان دادن تلاش دارید، دسترسی شما بسیار فراتر خواهد رفت، به همین دلیل است که این مرحله باید سالانه تکرار شود، حتی زمانی که یک فریلنسر موفق باشید! خود را در ذهن افراد تازه نگه دارید و زمانی که به یک متخصص در زمینه شما نیاز دارند، مخاطب آنها باشید.

بنابراین بعد از اینکه با کل شبکه خود تماس گرفتم، بعد چه کار کردم؟

زنی که در حال دمیدن حباب است که نماد سرگرمی و آزادی است

2. من باید روی برند شخصی ام کار کنم

پس برند شخصی من چه ربطی به چیزی دارد؟ من یک باتجربه هستم، نه یک شبکه اجتماعی – چرا نمی توانم یک تبلیغ درست کنم و آن را آنلاین بگذارم / یک نقطه در روزنامه بخرم / آن را به درخت بچسبانم / زیر شیشه برف پاک کن ها بگذارم محوطه پارکینگ؟

دلیل آن این است که به عنوان یک فریلنسر، شما برند خود هستید .

پس به من کمک کن خدا [یا خدای منتخب]، این یک حقیقت در میان حقایق است، صرف نظر از اینکه شما یک توسعه دهنده وب ، یک طراح تجربه کاربری ، یک نویسنده یا یک بازاریاب هستید.

وقتی می گویم شما برند شما هستید، منظورم چیست؟

منظورم این است که وقتی خدمات خود را می فروشید، در واقع خودتان را می فروشید. بنابراین نحوه برخورد شما به صورت آنلاین یا غیرفعال نشان دهنده موفقیت، توانایی و حرفه ای بودن شما است. شخصیت شما مهم است زمان بزرگ. اگر مردم شما را دوست نداشته باشند، چیزی را که می فروشید نمی خرند .

بنابراین، چگونه برند شخصی خود را ساختم؟

  1. من خودم را در لینکدین قرار دادم و نمایه ام را به طور کامل پر کردم. تک تک جزئیات تجربه من. هر شغل مرتبطی که تا به حال داشتم. هر لقمه ای در مورد من که می تواند جالب باشد.
  2. من سپس همین کار را در فیس بوک انجام دادم . من به گروه های مربوطه برای رشته خود پیوستم و شروع به پرسیدن سؤالات، بسیاری از سؤالات و همچنین پاسخ دادن به هر چیزی کردم که می توانستم.
  3. من همین کار را در توییتر انجام دادم .
  4. و در Meetup .
  5. و وقتی در دسترس قرار گرفت، همین کار را با Quora انجام دادم ، که به پلتفرمی پر از واقعیت برای کارشناسان تبدیل شده است.
  6. سپس به هر رویداد مرتبط با صنعت که می‌توانستم پیدا کنم، استطاعت مالی بدهم و به آن برسم، رفتم و مانند یک دیوانه هجوم آوردم…

اگر کسی هستید که هنوز فکر می‌کنید رسانه‌های اجتماعی شیطان هستند، دچار مشکل شده‌اید، زیرا هرگز یک تاکتیک نیست که شما را به جایی برساند، بلکه ترکیبی از بسیاری از قطعات هماهنگ شده هوشمندانه است.

پرسیدن و پاسخ دادن به سوالات ساده‌ترین راه برای جلب مشارکت مردم و سرمایه‌گذاری در کاری است که انجام می‌دهید، و در حالی که می‌توانید در طول یک شب با 15 نفر ملاقات کنید، می‌توانید با 100 نفر به صورت آنلاین ملاقات کنید. و شاید بله، تماس “کم عمق تر” است اما شما می توانید بسیار هدفمندتر باشید. بنابراین توصیه می‌کنم به صورت آنلاین شروع کنید، درک کنید چه کسی برای شما مهم است، از رویدادهای آفلاین با برقراری ارتباط با افراد از طریق توییتر جلوگیری کنید، و از ارتباطات LinkedIn در جلسات برای قهوه استفاده کنید.

اگر یک برند دیجیتالی قوی را با ملاقات حضوری با افراد ترکیب کنید، خودتان را خواهید ساخت:

  • راحت پیدا میشه
  • آسان به خاطر سپردن
  • خوب است بدانید

شما می خواهید به عنوان یک متخصص و تأثیرگذار در زمینه خود شناخته شوید، و در دنیایی که بیشتر ارتباطات صنعتی دیجیتال است، بهتر است همه چیز را در اختیار داشته باشید!

فقط به یاد داشته باشید که اگر فوراً 1000 فالوور توییتر پیدا نکردید، ناامید نشوید، زیرا آنچه در اینجا مهم است این است که هر بار کیفیت بر کمیت پیروز می شود. متمرکز بمانید، هدفمند بمانید و با هر ارتباط جدید طوری صحبت کنید که انگار بهترین دوست شما هستند.

و بالعکس، اگر شما بی دست و پا هستید و برای هدایت شبکه خود کاملاً به رسانه های اجتماعی وابسته هستید، این کار را اشتباه انجام می دهید. شما باید خارج شوید، باید با مردم ملاقات کنید و تأیید کنید که واقعی هستید و ارزش سرمایه گذاری را دارید. همانطور که جان نوریس توضیح داد:

«اگرچه حضور در رویدادهای شبکه می‌تواند ناخوشایند باشد، اما راهی عالی برای ایجاد مخاطبین است. برو بیرون، کارت ویزیت بده و دوست پیدا کن.»

یک فریلنسر که روی طناب می رود تا نمادی از ریسک باشد

3. من یک برنامه اقدام نوشتم

من از شما می خواهم که به عبارت بعدی بسیار توجه کنید.

هرگز، هرگز، زمان صرف شده برای برنامه ریزی را دست کم نگیرید. هرگز.

برای هر یک از آن 30 روز قبل از اینکه کارم را ترک کنم، یک هدف داشتم. گاهی اوقات این هدف این بود که به یک مخاطب مرتبط در زمینه من ایمیل بزنم و از او راهنمایی بخواهم. گاهی اوقات این هدف این بود که شبکه خود را با تعداد X نفر گسترش دهم، به تعدادی سؤال پاسخ دهم یا در یک جلسه شرکت کنم.

و گاهی اوقات فقط برنامه ریزی برای مراحل بعدی بود.

برای هر یک از آن 30 روز، آزمایش‌ها و مصیبت‌هایم را در یک پست وبلاگ کوتاه (اغلب احساسی) یادداشت کردم و فراز و نشیب‌هایم را در آن ماه آخر قبل از جهش ترسیم کردم.

من همچنین با دقت پیش نویس و دوباره پیش نویس یک طرح کسب و کار شخصی ، شامل الزامات مالی، اهداف، و اینکه چگونه فکر می کردم در واقع به کار تبدیل می شود، تنظیم کردم. متوجه شدم که اگر معادل 2 پروژه کوتاه در ماه فرود بیاورم، می توانم زنده بمانم. خوب به سختی، اما خوب است بدانید که حد بقای شما کجاست، زیرا زمانی که فشار وارد می‌شود، به آن هدف می‌رسید یا به مدت یک ماه در خوردن نان تست خشک گیر می‌افتید.

مگر اینکه شما یکی از این افراد ماجراجوی ابدی باشید، فریلنسینگ به عنوان یک بازی دست به دهان جالب نیست. هیچ کس این راه را با هدف زندگی بر روی لبه چاقوی مالی انتخاب نمی کند. و به هر حال، ترسیدن اشکالی ندارد، در واقع اگر اینطور نیستید، یا شکست ناپذیر هستید یا یک الاغ، پس چشمان خود را باز نگه دارید، محدودیت های خود را بدانید و بر اساس آن برنامه ریزی کنید.

من همچنین از این به عنوان بهانه دیگری برای رشد شبکه خود استفاده کردم و با متخصصان صنعت خود تماس گرفتم تا از آنها راهنمایی بخواهم:

  • چقدر باید شارژ کنم؟
  • کجا بهترین مشتریانم را پیدا کنم؟
  • بستن یک معامله چقدر سخت است؟
  • آیا باید طرح های خود را قالب بندی کنم یا هر بار موارد جدید ایجاد کنم؟

این فرصتی را برای یادگیری، بهبود و تکمیل مهارت‌هایی که در یک ماه به آن‌ها نیاز دارم و همزمان با رشد شبکه‌ای از متخصصان حرفه‌ای در این زمینه، ایجاد کرد. دو پرنده در یک سنگ در بهترین حالتش!

4. من تحقیقاتم را انجام دادم و به رقابت توجه کردم

خواه ساعت‌ها اسکن رسانه‌های اجتماعی، خواندن پست‌های وبلاگی مانند این، ارائه خدماتم به دوستان، یا به‌طور کلی ساختن شبکه‌ای هر طور که می‌توانم بود، تا آنجا که ممکن بود اطلاعات را جذب کردم.

مطمئناً بسیار زیاد است. هر کسی که 4 ساعت را صرف یک موضوع آنلاین کرده باشد، می‌داند که سوراخ خرگوش عمیق است و به راحتی می‌توان آن را در آن مکید. در پایان روز، شما باید آنچه را که برای شما مهم است انتخاب و انتخاب کنید، اما چیزی که من بیشتر از همه مفیدتر دیدم این بود که واقعاً خوب به آنچه رقیب من انجام می داد نگاه کنم. و همیشه رقابت وجود دارد.

با دقت به کارهایی که دیگران انجام می‌دهند، به 3 چیز که کمک زیادی به من کرد، پی بردم:

  1. رقابت محلی داشتم و منظورم محلی است. همانطور که در پایین خیابان از من. اما حتی اگر برای مدتی این کار را انجام می‌دادند، به نظر نمی‌رسید که به طور مؤثری برای خودشان بازاریابی کنند، یافتن آنها به تلاش نیاز داشت.
  2. افرادی که به دنبال فردی با تخصص من بودند، هیچ بانک اطلاعاتی مرکزی برای یافتن من یا سایر مشاغل آزاد مانند من نداشتند. من باید در زمان مناسب در مکان مناسب قرار می گرفتم.
  3. با داشتن شخصیتی جذاب و حضور دیجیتالی به راحتی می توانستم خودم را از رقبای خود متمایز کنم.

لیف کندال دوست دارد به مردم بگوید:

“کارهایی را ارائه دهید که بهتر از هر کاری که رقبای شما انجام می دهند است.”

و راستش، من نمی توانستم بیشتر موافق باشم. شاید شما تجربه زیادی داشته باشید و شاید هم نداشته باشید، اما وظیفه شما این است که در زمینه کاری خود بهتر از بقیه عمل کنید، هم در کاری که انجام می دهید و هم در نحوه عملکردتان.

اما چگونه می دانستم که رقیب من واقعاً چه می کند؟

آن ضرب المثل قدیمی “دوستان خود را نزدیک و دشمنان خود را نزدیک تر نگه دارید” را به خاطر دارید؟ این یکی از راه‌های نگاه کردن به آن است، اما در دنیای فریلنسینگ که شبکه شما همه چیز است، اصلاً نمی‌توانید دشمن داشته باشید. بنابراین در عوض این را امتحان کنید:

“دوستان خود را نزدیک نگه دارید و با دشمنان خود دوست شوید.”

مراقب نباشید، دفاعی نباشید. آنچه را که از دانش خود می توانید به اشتراک بگذارید، مبادله کنید، و مبادله کنید و سپس به انجام آن بهتر و بهتر و بهتر و بهتر و بهتر و بهتر ادامه دهید.

در پایان، متوجه خواهید شد که برخی از مردم منیت های بزرگی دارند، اما بسیاری از مردم از داشتن یک دوست خوشحال هستند. فریلنسینگ گاهی اوقات می تواند کمی تنها باشد، زیرا طبق تعریف آن، شما اغلب فاقد همکاران روزانه هستید که کار شما را درک می کنند. بسیاری از مردم آنجا دقیقاً مثل شما هستند و خوشحالند که کسی را دارند که بتوانند در مورد کار با او ارتباط برقرار کنند و حتی کمی دانش و تجربه را به اشتراک بگذارند.

دو مرد روی یک پله نشسته بودند و با هم چت می کردند

5. من برای خودم یک مربی و یک مشتری واقعی پیدا کردم

بهترین توصیه ای که تا به حال دریافت کردم از نظر تئوری ساده و در عمل سخت بود:

“هیچ پل را نسوزانید.”

اگر شما یک فریلنسر هستید، این نقل قول باید به صورت کامل خوانده شود و زیر آن خط کشیده شود، زیرا توانایی پرداخت آن را ندارید. هر تماسی مهم است ، و از طرف شهرت و معیشت شما، اگرچه بسیار وسوسه انگیز است که هنگام بیرون آمدن از در، انگشت را به رئیس خود بدهید، اما هرگز نمی توانید آن را انجام دهید.

هیچ کس «بوسیدن الاغ» را دوست ندارد و من واقعاً آن را توصیه نمی کنم، اما اکنون که در حال ترک کردن هستید، بیش از هر زمان دیگری به کارفرمای خود نیاز دارید، زیرا با آن روبرو شوید: کارفرمای فعلی شما قوی ترین پیوند شما با اولین شغل شما به عنوان یک فریلنسر است. . اگر اصلاً شغل شما با کاری که قصد انجام آن را دارید مرتبط است، ممکن است خودشان اولین مشتری شما باشند.

در مورد من، صاحب کارائوکه بار در نهایت کاملاً روشن می‌کند که «به چیزی که من فراتر از میله‌اش انجام می‌دهم، «هیچ‌وجهی به او نداده است». اما من به چیزی نیاز داشتم، بنابراین رفتم و خودم را یک مربی یافتم . آکا، من با کمال میل خودم را در معرض یک تأثیرگذار در صنعت خود قرار می دهم. این هوشمندانه‌ترین تصمیمی بود که تا به حال گرفتم، زیرا علیرغم اینکه بیش از حد خودم کار می‌کردم، مطمئناً به اندازه کافی تجربه کسب کردم، مخاطبین ایجاد کردم و با یک مرجع جهنمی کنار رفتم.

اوه، و بله، من این کار را در کنار مطالعه، کار و آمادگی انجام دادم. اگر چیزی می خواهی، آن را نصف نکن.

پس چگونه توانستم خودم را به عنوان یک مربی تبدیل کنم؟

خوب اگر رئیسی دارید که هر چیزی را می داند، بهترین مکان برای شروع همین است. اما اگر این مقاله را خوانده‌اید، احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که چگونه این کار را انجام دادم: من مانند یک دیوانه شبکه‌سازی کردم، برنامه عملم را نشان دادم و ثابت کردم که می‌دانم چگونه مانند رقبا کار کنم.

در پایان، من مربی احتمالی خود را متقاعد کردم که ارزش آن کمی زمان و تلاش را دارم و مطمئناً ریچارد لوی تنها پس از چند هفته از اولین مشتری من گذشت. و بام! من رسما یک فریلنسر بودم، طبق برنامه و پول درآوردم.

چه رئیس، مربی، استاد، عمو یا همسایه با توصیه های خوب، افرادی که روزانه می بینید به احتمال زیاد بیشترین تأثیر را در انتقال شما خواهند داشت. بنابراین سازگار باشید، سپاسگزار باشید و مایل باشید که برای فرصتی برای انجام کاری که دوست دارید، از خود دست بکشید.

همانطور که ریک لوماس در پست وبلاگ خود درباره فریلنسینگ در مدیوم نوشت :

«مردم را عصبانی نکنید. به یاد داشته باشید که شما یک حرفه ای هستید و به زودی رهبر شرکت خود خواهید شد. مثل آن رفتار کن.»

پاهایی که از چادر بیرون می آیند، در بالای کوهی نشسته اند

پس بالاخره….

پس آخرین توصیه من چیست؟ آخرین تکه درک شما برای باز کردن درهای حرفه جدید، سبک زندگی جدید و آزادی مالی قریب الوقوع خود چیست؟

پاسخ ساده این است که یکی وجود ندارد. هیچ راه حلی وجود ندارد، هیچ راه واحدی وجود ندارد. پازل شما متعلق به خودتان است! و درک اینکه چگونه قطعات با هم قرار می گیرند چیزی است که موفقیت شما را تضمین می کند.

اگر به دنبال آن توصیه جادویی هستید که شما را از کار و هزاران مشتری در سال رها کند، بگذارید به شما بگویم که وجود ندارد. مانند زندگی، روابط، و سایر اشکال کمدی، این توانایی شما برای درک تصویر بزرگ و اصلاح هر جزئیات به وضوح کامل پیکسل است که باعث می شود شما همان چیزی باشید که هستید و در کاری که انجام می دهید خوب باشید.

بنابراین توصیه من این است که فراموش نکنید، در دنیایی پر از پیچیدگی گوشی را به تکینگی معطوف نکنید، زیرا چیزی که شما را موفق می کند این است که بدانید چگونه شخصیت خود را در کاری که می خواهید انجام دهید به بهترین نحو انجام دهید. توانایی

در مورد بقیه چیزهایی که باید بدانید؟ با خواندن این مقاله شروع کنید! مردم خواهند گفت که تو دیوانه ای که در این مسیر عدم قطعیت قدم گذاشته ای، که اگر مثل من باشی، فقط تاییدیه این است که باید این کار را انجام دهی! فریلنسینگ چیزی است که شما واقعاً باید بخواهید و آماده باشید تا برای آن سخت کار کنید. و نتیجه آن یک سبک زندگی و احساس آزادی است که با هیچ شغل دیگری در جهان بی رقیب است.

پس از آن آمادگی، کار آن، و سپس آن زندگی می کنند برای همه ارزش خود را!

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://momkn.ir/?p=404
اشتراک گذاری:
واتساپتوییترفیسبوکپینترستلینکدین
علیرضا جهانتیغ
مطالب بیشتر
برچسب ها:

باکس دانلود

گزارش خرابی لینک ها
راهنما

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

  • در صورت خرابی و عدم کارکرد لینک های دانلود، از بخش «گزارش خرابی لینک ها» ، می توانید عنوان این صفحه به همراه پارت هایی که در لینک ها دچار مشکل هستند را به مدیریت سایت گزارش نمایید تا بررسی و برطرف شوند.
  • فایل های دانلودی قرار داده شده تنها متعلق به این وبسایت است و نشر آنها در دیگر وبسایت ها به منظور دانلود پیگرد قانونی دارد.
  • در صورتی که با IP ایران در حال مشاهده وبسایت ما می باشید، حجم مصرفی دانلود فایل ها توسط شما نیم بها محسوب می شود.
  • در صورت وجود هرگونه سوال در رابطه با دانلود فایل های این مطلب، می توانید آن را در بخش دیدگاه ها سوال نمایید.

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

پسورد: www.AlmasTheme.com

نظرات

0 نظر در مورد چگونه به یک فریلنسر موفق تبدیل شوم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.

سلام،چگونه میتوانم کمک کنم.